شيخ محمد بن طاهر السماوي ( مترجم : عباس جلالي )
12
ابصار العين في انصار الحسين ( ع ) ( سلحشوران طف ) ( فارسي )
جهان هستى نشان داده شد ؛ در جبههاى ، افكار مادّى ، دنيايى ، پست ، تربيتهاى بدون اصول انسانى و مسؤوليتشناسى و با نگاههاى تماميّت خواه و خود محور ، جلوه مىنمود و در يك جبهه ، امامت با حسين بن على عليهما السّلام ، سر سلسلهء آزاد مردان بود و خدا محوران در پى فرمان امام واجب الاطاعهء خويش بودند . راستى تاريخ را چه كسانى مىسازند ؟ آيا اشخاصى چون معاويه ، عمر سعد و عبيد الله زيادها مىتوانند تاريخساز باشند ؟ به حق ، چهرههايى چون اينان ، ننگ تاريخند كه نامشان عرق شرم بر چهرهء هر انسان آزادهاى مىنشاند . افرادى اين چنين اهل تخريب و چنگ انداختن به چهرهء انسان ، در گذر تاريخند . در صفحات متعلّق به اين ديو صفتان ، جز تاريكى و جهالت چيز ديگرى وجود ندارد . تاريخ به وجود آمده توسط اينان ، جز سياهى چيزى ندارد . اگر در طول تاريخ ، چهرههايى چون انبيا ، اوليا و سالار شهيدان حسين بن على عليهما السّلام و ياران با وفايش نبودند ، تاريخ چه سخن صوابى براى گفتن داشت ؟ بىشك تاريخ آموزنده ، انسانساز و عبرتآميز را رادمردان و شيرزنانى مىسازند كه در مدرسهء عشق به خدا ، تربيت يافتهاند . اوج رويارويى دو جبههء حق و باطل ، در عاشورا رقم خورد و جوهرهء مردان دو سپاه ، دو تفكّر ، دو نگاه به هستى ، رخ نمود ؛ امام حسين عليه السّلام با شأن و عظمت امامت ، نور عصمت ، طهارت ، شجاعت ، دليرى و غيرت دينى در سپاه اسلام در حلقهء ياران از جان گذشتهء خويش كه مصداق مِن الْمُؤْمِنِين رِجال صَدَقُوا هستند ، با آرامش تمام ، خطبهء حمد و ثنا خواند و ياران نيز از وفا و ايثار گفتند ، از عشق به خدا و پيامبر خدا سخن راندند ، از بذل نمودن جان در ركاب امام حق ، داد سخن دادند ؛ جوانان پرشور هاشمى و غير هاشمى ، جهانيان را با فطرت پاك خويش مهمان سخنان عارفانهء خود ساختند تا جوانان هر عصر و زمانى بخوانند ، بدانند و راه حق را جوانمردانه و با عزّت نفس بپيمايند . مردانى محاسن سفيد چون حبيب بن مظاهر و مسلم بن عوسجه نتيجهء سالها عبادت خالصانهء خود را به همگان عرضه